عروج و سقوط داکتر نجیب الله

زنده گی سیاسی داکتر نجیب الله درس عبرتی برای بازماندگانش

دکتور نجیب الله آخرین رهبردست نشانده شوروی سابق درافغانستان ازبسیاری جهات، شباهت با صدام حسین آخرین دیکتاتورناسیونالیست عرب درعراق  داشت که هردو  قربانی بلند پروازیها وتک رویها وتعصبات کور قبیلوی خویش گردیدند.  

 صدام دریک خانوادهء عشیره ای درمنطقه العوجه درنواحی تکریت بدنیا آمد که خشونت قبیله ای درآن حرف آخررا میزد . صدام در دنیای خشونت تولد یافت  ودر دنیای خشونت زیست وبالاخره در دنیای خشونت ازبین رفت. اوقسمت زیادعمرش را درجنگها ونزاع های  قبیلوی گذراند  وسرانجام همین عادات واخلاق خشن قبیلوی اورا بمیدان سیاست کشاند و تامرحلهء محافظ امنیتی عبدالکریم قاسم ارتقا داد.

دکتورنجیب الله نیزدرخانواده وکیل اخترمحمد وکیل التجار افغانستان درپشاور زاده شد.  ازنظر قبیلوی به قبیلهء  احمدزی تعلق داشت که مانند صدام حسین ازتربیه سالم خانواده گی برخوردارنبود. طبق شهادت برادرش صدیق الله او درستین جوانی  بالای برادران کوچکترازخودش نیزرحم نمیکرد . مادرش نیز چندان روز خوشی ازدست پسر نداشت وهرباربرادران کوچکش وبعدها خانم برادرش که بعدا از اونیز یادخواهدشد شاهد خشونت های فامیلی ولت خوردن مادر وی  توسط پسرش و موی کندن ها  بوده است.  داکترنجیب الله  درایام جوانی از اعضای فعال باند های بدمعاش وچاقو زن شهر کابل بحساب می آمد. کسانیکه وی را درآن زمان مورد حمایت های فزیکی ومعنوی قرار میدادند یکی هم  پهلوان احمدجان پنجشیری بود که کلب ورزش پهلوانی اش درمنطقه جادهء آسمائی کابل موقعیت داشت. پهلوان احمدجان  درزمان تره کی وامین درپنجشیر دراختفا بسر میبرد . او درابتدای خیزشهای مردمی علیه تره کی وامین، یک بخش کوچک قیام مردمی پنجشیررا علیه نظام تره کی برای مدت محدودی  رهبری کرد  اما بعداز بقدرت رسیدن  گروه پرچم واشغال افغانستان توسظ شوروی سابق درصدد تجدید روابط دیرینه اش با دکتور نجیب الله برآمده  وپلان ترور احمدشاه مسعود را روی دست گرفت. پلان مذکور توسط عمال استخباراتی مسعود کشف وسرانجام پهلوان احمدجان دستگیر واعدام گردید. اما مسعود تا زمانیکه حیات داشت ، مسؤولیت اعدام وی را به عهده نگرفت . مسعود ادعا داشت که پهلوان احمدجان فقط محبوس بود  دریکی ازجنگها هنگام انتقال وی توسط تعدادی ازمجاهدین   ازیک منطقه به منطقه دیگر طیارات شوروی  بالای آنها بم ریخت که سبب ازبین رفتن افراد تحت فرمانش ونیز پهلوان احمدجان گردید. مسعود در ادعایش صادق بود زیرا اگر او خواهان اعدام پهلوان احمدجان میبود باید بقیه همکاران وهمدستان وی را که به دستورداکترنجیب الله وکی گی بی ازکابل تشریف آورده بودند، یکجا با او اعدام میکرد درحالیکه  آنانیکه به اتهام همدستی با پهلوان احمدجان دستگیر گردیده بودند همه از زندان مسعود فرار نموده وبه همکاری گروه حکمتیار در ولایت بغلان  خودرا به مقامات دولتی رساندند. درمیان همکاران پهلوان احمدجان یکی هم مانوکی( منگل) پسر کاکای داکتر نجیب بود که توانست   اززندان مسعود فرارکند.

ازاینکه سخن دربارهء دکتورنجیب الله است بدنیست که   ازیک شاهد عینی که زمانی عضو خانوادهء داکتر نجیب بود نیز ذکر خیری بعمل آریم.  خانم ثریا بها یکی اززنان قلمبدست وفیمنیست افغانستان درایالات متحده امریکا که سابق خانم برادر داکتر نجیب الله بود خاطرات تلخ از خشونت های خانواده گی درفامیل داکتر نجیب الله دارد.

او  که بارها مورد لت وکوب شوهرش وبرادرشوهرش یعنی داکترنجیب قرار گرفته وحتی یکبار طقلی نیز در رحم وی ازفرط ضربات مشت ولگد، شوهر، نقصان گردیده  حکایات خیلی  وحشتناک را از زنده گی  خویش درخانواده داکتر نجیب  بروزداده است  که  قسی القلب ترین انسان را به گریه میاورد.شوهرسابقش صدیق الله  نیزدرابتدای اقامتش درامریکا  رساله ای را بنام  ( نجیب را بشناسید) نوشت که مو را براندام انسان راست میسازد.

با درنظرداشت همهء نوشته های مخالف وموافق میتوان گفت که  دکتورنجیب الله آخرین رئیس جمهور دست نشانده شوروی سابق ازجملهء رهبران حزب خلق مربوط جناح پرچم بود که بعدازبقدرت رسیدن گرباچف راه خودرا از سایر همقطاران وهمفکران خویش جداساخت.البته درین جدائی ها وانشعابات  دکتورنجیب تنها نبود  بلکه درسطح بین المللی اکثر دیکتاتوران کمونیست و وابستگان خط ماسکو بعدازفروپاشی شوروی سابق راه  شانرا ازاسلاف خویش جداساخته وبه داعیان پرشورناسیونالیسم تبدیل گردیدند.دراربکستان اسلام کریموف  خودرا میراث دار گنجیه های تاریخی  تیمورلنگ جا زد... امام علی رحمانوف وقبل ازآن رحمان نبی اوف درتاجکستان  به فکر اعاده سلطنت سامانیان افتادندوبه همین ترتیب تعداد زیادی ازکمونستان سابق با افکارواندیشه های انترناسیونال پرولتری وداع گفته ویکسره به ناسیونالیسم قومی وبه فرهنگ بومی خویش رو آوردند دکتورنجیب الله نیز  ازکاروان عقب نماند. او زمانیکه احساس کرد ، بشایر وعلایم فروپاشی امپراطوری شوروی درافق آسمان  پدیدارگشته،  راه جدیدخویش را برگزید.  راه نوین که داکترنجیب الله برگزید بازگشت به تاریخ وهویت فرهنگی خودی بود. داکترنجیب الله بعدازتکیه زدن به  اریکهء قدرت درتمام چهارراهی های شهرکابل تصاویربزرگی از شخصیتهای تاریخی افغانستان خصوصا مجاهدان راه استقلال وطن دربرابراستعمارانگلیس، چون میرمسجدی خان غازی ومیربچه خان کوهدامنی وملامشک عالم خان اندر،  وغازی محمدجانخان وردک  را نصب کرد که قبل ازآن تصاویر کارمل وبریژنف ولینین درانجاها نصب بود. داکترنجیب الله دراکثرجلسات حزبی کدرهای جوان  حزب را تشویق مینمود تا به عوض مطالعهء آثار ماکسیم گورکی ولینین ومارکس تلاش نمایند تا ازتاریخ وفرهنگ جامعه خود اطلاع حاصل نمودده وهنگامیکه   بامردم مخاطب میشوند ازادبیات مردمی استفاده کنند.

دستگیرپنجشیری یکی ازرهبران افراطی جناح خلق که مدتی را درزندان داکترنجیب الله به اتهام براندازی حکومت وی ازطریق کودتا  به همدستی تنی وحکمتیار گذرانده این چرخش سیاسی دکترنجیب الله را محکوم کرده وآنرا خلاف اصول میداند که براساس آن انقلاب شکوهمندثوربخاطررهائی خلقهای زحمتکش ازیوغ استبداد واستثمار نظام فرتوت سلطنتی وجمهوری قلابی داوود  براه انداخته شده بود.  . پنجشیری عملکرد های  نجیب الله را عقبگرد بسوی تحکیم پایه های  نظام قبیله سالاری خوانده وآنرا  خیانت به آرمانهای توده های زجرکشیده این ملت میداند. دستگیرپنجشیری معتقد است که امتیازدهی به خانان قبایل ودعوت ازسرکرده های مجاهدین مبنی براشتراک درقدرت باحزب حاکم ، خود ذلت وزبونی نظام حاکم را به نمایش گذاشته  وبرجری ساختن بیشترمجاهدین انجامید. دستگیرپنجشیری درمقالات خویش بعدازجابجائی اش درایالات متحده امریکا، تعویض نمودن  کلاه پیک لینینی را که داکترنجیب الله در دوران تحصیلات دانشگاهی اش به سرمیکرد  به کلاه پکول که  در دوران ریاست جمهوری  بمناسبت روزهای خاص مذهبی وملی  به سرمیگذاشت  نمونه های سمبولیکی  ازانحراف داکتر نجیب الله ازاصول ومبادی احزاب کارگری  دانسته وآنرا سمبول ازقبیله گرائی وغرق شدن درمنجلاب عنعنات ورسوم قبیله ای میداند. اما آقای پنجشیری ازخودش نمی پرسد که ائتلاف رفیق همفکرش شهنواز تنی با گلبدین حکمتیار روی کدام اصول ومبادی حزبی صورت گرفته بود؟

بهرحال هرقدرروی اختلاف سلیقوی ویا ماهیوی گروه ها ودسته های  خلق وپرچم بپیچیم  بازهم کم است اما قدرمسلم این است که داکترنجیب الله علی الرغم همرنگی  وهمفکری های ایدیالوژیک واعتقادی  با رفقای حزبی اش، واشتراک وی درجنایات ضدبشری ، بازهم ویژه گیهای داشت که نباید ازآن چشم پوشی صورت گیرد. داکترنجیب الله شخص صریح اللهجه  وسخنران بلیغ  بود. او دربین حلقات ناسیونالیست  پشتونهای  پاکستان ازمحبوبیت خاص برخورداربود. نصب قوتوها وتصاویر وی بعداز مرگش در دفاتر وموترهای اعضای وقادار به جنبش ملی گرایان پشتون درشهرهای پشاور وکویته خود نشاندهنده  این محبوبیت است .  طبق نوشته های شاهدان عینی چه مخالف وچه موافق،  که به اونزدیک بوده اند وی مرد پرکار وبا انرژی بوده که ازتن پروری، تنبلی  نیزنفرت داشت.  پیشگوئی های وی  مبنی برعدم توانائی مجاهدین بخاطراستقرار یک حکومت قانون مدارکه برخاسته از اطلاعات ومعلومات استخباراتی وی از درون تنظیمهای مجاهدین  بود کاملا موثق ازآب درآمد.  اوبعداز اعلان سیاست آشتی ملی درخطابه ها وسخنرانی های رسمی خویش ازتمام جناح های درگیر خصوصا قوماندانهای داخلی مجاهدین چون احمدشاه مسعود، عبدالصبور فرید مولوی جلال الدین حقانی وسید جگرن وهمچنان شاه سابق خواست که به ندای وی پاسخ مثبت گویند درغیر آن وضعیتی درکشور حاکم خواهدشد که تر وخسک در آن خواهدسوخت . شوربختانه که پیش بینی های وی محقق گشت . داکتر نجیب الله به خوبی میدانست که مجاهدین هیچ طرح وپلان برای ساختن حکومت ندارند.عدم توانائی مجاهدین  در برقراری یک نظام از آنجا منشاء میگیرد که مجاهدین در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی به این باور وایقان نرسیده بودند که شوروی  قوای خودرا ازافغانستان کشیده وحزب حاکم را تنها میگذارد. عامل دیگریکه میتواند در ناتوانی مجاهدین مبنی  برایجادیک حکومت ملی موثرباشد تسلط وکنترول بیش ازحد سازمان استخبارات پاکستان بالای تنظیمهای مجاهدین بود که بدون رضایت مقامات پاکستانی هیچ رهبرمجاهدی قدرت نوشیدن یک گیلاس آب را نداشت چه برسد به اینکه آنها مستقلانه وبدون مداخلهء بیگانگان دربین خویش به توافقات عملی میرسیدند. تنهاکسیکه خروج قوای شوروی را ازافغانستان دربین مجاهدین پیش بین بود احمدشاه مسعود بود که مورد غضب مقامات آی اس آی پاکستان قرار داشت که چرا وی خودسرانه با شورویها آتش بس موقت را امضا نموده بود.که بعدا به آن اشاره خواهدشد. امادرکابل وضعیت طوردیگری شکل میگرفت دکتورنجیب الله به ابتکارات تازه ای دست میزد اوهم ازنظرنظامی وهم ازنظرسیاسی بعداز خروج قوای شوروی ازافغانستان برخلاف تصورات حامیان مجاهدین توانست پنج سال بدون قوای شوروی دربرابر شدیدترین حملات مجاهدین مقاومت کند. علاوه برآن .دکتورنجیب الله  باتدویرکنگرهء حزبی  تغیرات را دراساسنامه ومرامنامه حزبی وارد ساخته ونام حزب دموکراتیک خلق را که نام بی مسما بود به حزب وطن تبدیل نمود. وی همچنان  باتدویرکنگره حزبی توانست که حزب حاکم را ازیک حزب دارای اندیشه های کمونیستی به یک حزب چپ ملی گرا تبدیل نماید. اماتمام این اقدامات اصلاحی،  حس حسادت وانتقامجوئی مخالفان درون حزبی داکترنجیب الله را برانگیخته وآنهارا  وا داشت تا با ایجاد فراکسیون ها ومحافل خصوصی  وتوسل جستن  به سیاست های  توظئه وحکومت  برانداز رو آورند که سرانجام باعث سقوط حکومت وی وبالاخره سبب حلق آویزشدنش گردید.

ازآنجا که پیروان مکتب کمونیزم چه ازنوع استالینی ومائووستی اش وچه از نوع اصلاح شدهء گرباچفی آن به هیچ نوع ارزش اخلاقی ومعنوی پای بند نیستند سرنخ همهء توطئه ها زیرپای استاد ورهبرگرانقدر وی ببرک کارمل بود که داکترنجیب الله  بخاطر دفاع از جان وی در سالهای قبل از کودتای ثور  قسمت زیاد عمرخود را بحیث گارد محافظتی  وی گذرانده بود. داکترنجیب الله بخاطر دفاع های فزیکی   سرسختانه اش از رهبرمحبوبش دربرابرمخالفان ملقب به نجیب "گاو" گردید.زیرا او چنان شیفته ومفتون رهبرش گردیده بود که هیچ منطق وبرهانی وی را قناعت داده نمیتوانست که گویا کارمل انسان جایزالخطا وازنسل بشر باشد او کارمل را موجود مقدس آسمانی تصور میکرد ومخالفانش را بامشت ولگد وچاقو جواب میداد.لذا مشهورشدن وی بنام نجیب گاو بیجانبود باری  دریکی ازکنفرانسهای مطبوعاتی، یک خبرنگار امریکائی از وی پرسید که چرا شما را نجیب گاو میگویند؟ داکترنجیب الله بدون اینکه برافروخته شود با تبسم به وی گفت: قسمیکه میدانید کشورما یک کشور زراعتی است وبیشتر مردمان این سرزمین درکارهای زراعت از حیوانات استفاده میکنند عموما گاو ها در چنان  کارهای ثقیل بکار گرفته میشوند که دیگر حیوانات چون بز وگوسفند وغیره از انجام آن کار عاجز اند بناء گاو سمبول قوت وسخت کوشی است ومن نیز عهده دار چنان کارهای ثقیل  بوده وهستم که دیگران ازانجام آن عاجزمانده  اند. ازین خاطر مرا نجیب گاو میگویند. واقعاچنان  پاسخ منطقی وآرام ارائه کردن  به سوالیکه حریف میخواست تا وی را درملاء عام احساساتی سازد واو را مجبور سازد تا پرت وپلا بگوید کار ساده نیست
.

اما چنانچه که گفته شد رهبرگرانقدر وی سررشته دار همهء توطئه ها ودسایس علیه وی بود. کارمل هیچگاه شاگردش را بخاطر گستاخی که دربرابر وی انجام داده بود نبخشید. زیرا این داکترنجیب الله بود که  برای مقامات شوروی تعهدسپرده بود  که وی بهترازکارمل میتواند مجری سیاستهای جدید ماسکوباشد. او بعداز اعلان سیاست باز(گلاسنوس)ا درماسکو، سیاست مصالحهء ملی را اعلان کرد واستعمال کلمهء اشرار بی فرهنگ را درمطبوعات دولتی ممنوع  وبه عوض آن مخالفین مسلح را رایج ساخت. اما طرفداران کارمل ادعا دارند که طراح اصلی سیاست مصالحه ملی شخص ببرک کارمل بوده واین کارمل بود که برای بار اول در تیزس های ده گانهء خود ازمشی مصالحهء ملی حرف زده بود اما نه به شیوهء عجولانهء  که داکتر نجیب الله آنرا بصورت یکجانبه بدون گرفتن کوچکترین  امتیازبین المللی ازحامیان مجاهدین به منصه اجرا درآورد.

اما واقعیت آنست که طراح اصلی به اصطلاح مشی مصالحه ملی نه کارمل بود ونه هم نجیب. بلکه طوریکه قبلاعرض شد  وقوع تغیرات درمواضع استراتیژیک مقامات کمونیست درماسکو حزب حاکم درافغانستانرا نیزمجبورساخت تا با مخالفین خویش از در مصالحه پیش آید.مصالحه ایکه داکترنجیب الله آنرا بمردم بصورت ریاکارانه پیشکش کرد معنای تسلیم شدن مجاهدین را میداد. درحالیکه تمام قدرت نظامی وسیاسی دراختیار حزب حاکم بودداکترنجیب الله ازشاه سابق وقوماندانان داخلی میخواست که به اوپپیوندند که درواقعیت امر معنایش آن بود که تسلیم شوند.علاوه برآن حزب حاکم وقت باوجود شعارهای پر زرق وبرق چپی وگویا مترقی تا آ[خرین حد درگنداب قومیت وقبیله گرائی غرق بود بهترین شاهد این ادعا نوشته های طرفداران نجیب الله علیه مخالفین درون حزبی خودشان است که آنانرا به خاطرتعلقات قومی شان مورد سرزنش قرار میدهند. محمداسحاق توخی دستیارنجیب الله که بصورت مرموزی ازدائرهء خشم امیرالمومنین ملاعمررهیده است درنوشته های اخیرش  بلندپایه گان غیرپشتون حزب خویش را به دلایل قومی مورد سرزنش قرارداده وآنهارا متهم به قوم گرائی میکند. او مانند گلبدین حکمتیارتصمیم دارد که واقعیتهای تاریخ را مطابق خواست خودش با درنظرداشت ایجابات امروزی مورد سبک وسنگین قراردهد.

نوشتۀ گوربز خان عطاخیل

دیدگاه‌ها   

Nydia
0 #7 Nydia nydiasoubeiran@freenet.de 1396-01-03 03:06
Wow, awesome weblog format! How lengthy have you ever been blogging for?
you make blogging look easy. The overall look of your web site is great,
let alone the content!

Also visit my website; manicure
نقل قول کردن

Monir khan
0 #6 Monir khan test@hotmail.com 1393-06-05 16:37
کمونیستان داسی ظلمونه کړی دی چی یواځی نجیب نه کارمل، ترکی، تڼی او داسی نور غلامان هم باید محکمه شی.
په ډیر درانوی
خان منیر خان
نقل قول کردن

ب حکمتیار
0 #5 ب حکمتیار test4@lalopato.com 1393-06-05 10:05
مرگ به باند بد نام کمونیست و خلق و پرچم.
نقل قول کردن

عزیزه مرادیان
0 #4 عزیزه مرادیان test2@lalopato.com 1393-06-05 09:15
سلام برادران گل!
ما مسلمانها باید آرام و بی تفاوت نباشیم و باید کمونیستها را به میز محکمه بکشانیم، این حرامزاده ها هنوز فعالیت میکنند.
نقل قول کردن

عبدالخالق
0 #3 عبدالخالق dd@kodakan.se 1393-06-04 14:03
آغاز بدبختی 7 ثور آغاز شد.
نقل قول کردن

بشیر خاکسار
0 #2 بشیر خاکسار d@kodakan.se 1393-06-04 14:01
این کمونیست های خر همه باید اعدام گردند. از دست همین بی ناموس ها وطن ما در به در شد.
نقل قول کردن

خیر محمد
0 #1 خیر محمد test@lalopato.com 1393-06-04 09:51
نجیب گاو سبب اصلی همه بدبختی ها در افغانستان میباشد.
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn