سمیه دختر خیاط رضی الله عنها

سمیه دختر خیاط اولین شهید در راه اسلام و شوهر او یاسر بن عامر ملقببه ابو عمار از اولین شهید از مردان هستندسمیه

news 25b

دختر خیاط اولین شهید در راه اسلام و شوهر او یاسر بن عامر ملقببه ابو عمار از اولین شهید از مردان هستند اما پسرش عماربن یاسر مجاهدی جنگجو که درجنگ بدر بی مانند بود عمار تربیت یافته پدر ومادری مومن وبا ایمان بود عمار درجنگ”صفین” در کنار حضرت علی بن ابی طالب رضی الله عنه جنگجوی ماهری بود که در سن۹۳سالگی به شهادت رسید رسول الله صلی الله علیه وسلم آن خانواده را به بهشت بشارتداده بودند یاسر در یمن زندگی می کرد بابرادران خود که یکی از برادرانش به سفر رفته ومدتها از او خبری نداشتند یاسر به

دو برادر خود گفت : برویم برادر خود را پید اکنیم یاسر با دو برادر به راه افتا دند تقریباً هر جایی که می توانستند رفتند بهدنبال برادر اما از او هیچ خبری نبود وقتی از یافتن برادر نا امید شدند به یمنبرگشتند در سر راه خود از مکه عبور کردند آنها رفتند برای زیارت خانه کعبه و کمی هماستراحت کرده تا خستگی راه را از تن به در کنند . این واقعه قبل از اسلام رخ دادهاست . آنها در حالی که در خانه کعبه نشسته بودند مردی از اهل مکه به نام ابوحذیفه بن المغره المخزومی آنها را دعوت نمود به خانه شان چون می دانست آنها غریب اندوعادت قریشان مهمان نوازی بود وبنا به رسم مهمان نوازی ازآنها دعوت کرد عرب قریش اززمانهای بسیار قدیم کریم ومهمان نواز بودند. یاسر و برادران خود به خانه ابی حذیفه رفتند. سمیه خدمتکار ابی حذیفه ظرف غذا آورد بعد از خوردن غذا برادران یاسر قصد برگشت کردند. یاسر به برادران خود گفت: شما بروید من اینجا می مانم آنها خداحافظیکردند وبه شهریمن سرزمین خودشان رفتند . یاسر در مکه ماندگار شد. یا هر روز وشب مانند یک مهمان به خانه ابوحذیفه رفت وآمد می کرد ودر مجالس قریش شرکت می کرد. یاسرهر روز سمیه را در خانه ابوحذیفه می دید یاسر در بازار مشغول به کار شد. تا اینکه توانست از پولی که پس انداز کرده بود خانه ای برای خود مهیا کند می خواست از خانه ابوحذیفه دردسر کم کند . اما قبل از رفتن سمیه را از ابوحذیفه خواستگاری کرد . ابوحذیفه چون از یاسر خبر داشت و مدتها یاسر را می شناخت با کمال میل پذیرفتند وسمیه به عقد ازدواج یاسر در آمد . خداوند چنین مقرر فرموده بودند که آنها را با هم در راه خدا و دین خدا شهید شوند . سمیه در خانه یاسر زندگی را به خوشوقتی می گذراند و صاحب فرزندی شد بنام عمار . روزها و سالها سپری شد یاسر مردی سالخورده و سمیه پیرزنی ناتوان بودند . عمار به سن ۴۰ سالگی رسیده بود . این خانوده هرگز برای بتهای مکه سجده نکرده بودند . آنها مثل باقی مشرکان مکه بت پرست نبودند . زمانی که خداوندمتعال وحی نازل فرمودند برای رسول الله صلی الله علیه وسلم و حضرت مردم را به دیناسلام مخفیانه دعوت می نمودند یاسر با خانواده خود مسلمان شدند در خانه« ارقم بنابی ارقم » آنها به دعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم پاسخ مثبت دادند و به خدا ورسول خدا ایمان آوردند آنها از ایمان آوردگان اولین هستند می گویند بعد از ۷ یا ۸ نفر آنها ایمان آورده اند . ابو جهل که دشمن خدا و دین خدا بود از اسلام آوردن خانواده یاسر با خبر میشود ابوجهل به خانه یاسر می رود و دست آنها را بسته و آنهارا به محلی بنام « بطحاء» در مکه می برد و آنها را بسیار شکنجه می داد . و در گرمای سوزان و در آفتاب داغ به آنها آزار می دهد . ولی آنها همچون کوهی استوار ثابت وصابر ، صبر را پیشه کرده و جز نام الله چیزی نمی گفتند . با وجودی که آنها پیر وسالخورده بودند در آن گرمای جان سوز مقاومت کردند هیچ کس نبود که آنها را از جورظلم و ستم کافری چون ابوجهل نجات دهد . رسول الله صلی الله علیه و سلم گاه گاهی ازکنار آنها می گذشتند و می فرمود صبراٌ یا آل یاسر فان موعدکم الجنة ـ یعنی صبر داشته باشید جای شما در یهشت است ان شاءالله شما بهشتی هستید . آنها بردبار و شکیبا با آنهمه آزار و اذیت ذره ای نور ایمان از دلشان کاسته نشد و از دین اسلام روی گرداننشدند . تا اینکه یاسر رضی الله عنه و سمیه دختر خیاط رضی الله عنها شهید گشتند . اما پسرش عمار رضی الله عنه نجات یافت هنگامی که ابوجهل در جنگ بدر به درک اسفل واصل شد رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند ای عمار قاتل پدر و مادرت کشته شد . این بود رحلت ایمان داری آل یاسر که درسی است برای همه ما . با آن همه آزار وستم و آن همه شکنجه ای که از مشرکین کشیدند آنها پایدار و مقاوم استقامت کردند و درراه دین مبین اسلام شهید شدند رضی الله عنهم اجمعین .

_____________________

_تهیه و ترجمه: أمنبیل

نوشتن دیدگاه


Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn