مولود مسعود سرور کاینات محمد مصطفی (ص)

سخن در شخصیتی است که خداوند به او قسم یاد کرد.

news 25a

در قرآن عظیم الشان آمده و فرموده است (لعمرک) یعنی قسم به عمر تو ای محمد صل الله علیه و سلم تمام خصایل حمیده از شجاعت، سخاوت، ملاحت، فصاحت، بلاغت قتاعت، متانت، مروت موجود بود و چگونه من از من از شمایل نبوی بیان دارم که خداوند در قرآن فرموده که (توصاحب خلق عظیم هستی ) و چگونه من صفت نمایم از زاتی که خداوند فرموده که (خدا و ملایک به نبی درود میفرستند و شما مومنان درود بفرستید به محمد صل الله علیه وسلم) الهم صل علی محمد و اله محمد.


بر همه مسلمانان واجب است که زمانی که این آیت مبارک را می خوانند درود بفرستند.

و اکنون شمه ای از خصایل نبوی
انس گوید در سن هشت سالگی والدینم مرا بخدمت نبوی فرستادند و ده سال در خدمت مبارک بودم و در این ده سال هرگز به من قهر نکرده وچراهم نگفته که کردم کاری را یا نکردم روزی مرا بکاری فرستاد رفتم و در کوچه با اطفال مصروف بازی طفلانه شدم و نمیدانم چقدر ساعت گذشته بود که بازی می کردیم با اطفال ناگهان دیدم دستی لطیف گردن مراپدر وار نوازش می کند روی خود را دوردادم دیدم پیغمبر است و به من تبسم دارد خجالت شدم که امر را تعمیل نکرده بودم زود رفتم و امر را بجا کردم و اگر دستم ظرفی می شکست و من را توبیخ می کردند آن حضرت ممانعت می کرد و می گفت این تقدیر بود و نمی گذاشت تا مرا زجر دهند و اگر کسی بملاقات نبوی می امد چه در مصافحه و یا و داع حضرت پیغمبر دست مبارک را از دست آن شخص جدا نمی کرد تا آن شخص دستش را جدا می کرد وتا زمانی که اشخاص می رفتند به احترام حضرت نبوی ایستاده می بود و در منزل شریفش مثل سایر مردم به کارهای خانه مصروف می بود. از گوسفند شیر می دوشید، لباس های خود را می دوخت و تنضیف و ترتیب می نمود و متبسم ترین انسان روی زمین بود.

همواره دهن مبارک متبسم اصحاب کبار روایت می کنند که در مجلس که با آنحضرت می نشستیم و اگر ما درباره طعام صحبت داشتیم آنحضرت نیز بدین منوال سخن می گفتند و اگر درباره مسافرت ها و کشورها و غیره صحبت داشتیم آن حضرت ما را در گفتار همراهی می نمود واگرغلامی در سر راهی بود ونان خشک می خورد و پیغمبر اصلاح می نمود. آن حضرت می نشست و با غلام قدری نان تناول می کرد و حوصله اش در حدی بود که یهودی از آن حضرت قرض خود را طلب داشت و در انزمان چیزی دردسترش نبوی نبود و یهود گفت: تا پولم را ندهی هرگز رهایت نکنم و اصحاب اخطار بهیودی می دادند و آن حضرت خاموش بود تا صبح آن روز این حالت بود، دم صبح یهودی مسلمان شد و نصف دارایی خود را بحضور نبوی اعطا نمود و گفت: من در تورات صفات شما را دیده بودم خواستم تا تجربه شخصی نمایم و در تورات از حسن اخلاقت خداون بیان داشته و از هجرتت از مکه به مدینه بیان داشته. در کوچه زنی بود اندکی ناقص العقل و آن حضرت را می گفت شما اینجا منتظر باشید تا دوباره می امد و طویل با پیغمبر صحبت می نمود و آن حضرت با تمام مسوولیت وحی و غیره تنگ حوصله نمی شد و در زمستان ها مدینه سرد می شود من آنجا بودم و زمانی که حضرت نبوی نماز فجر یا صبج را ادا می کردند غلامان اصحاب کوزه های ابشان را از اب پرکرده و به پیغمبر علیه سلام می گذاشتند تا دست مبارک را به آب بزند تا تبرک شود و در آن زمستان کوزه ساعتی را می گرفت تا همه خلاص شود هم مزاح کرده بود و هم شخصی بسیار با آن حضرت مزاح می کرد و آن شخص باری شراب بعد از حرام شدن ان نیز نوشیده بود و جزایش که چند دره است نیز دیده بود روزی او حضور نبوی آمد و با توکری از خرما، آن حضرت خرما را بین یاران تقسیم کرد و پسرک خرما فروش تقاضای پول داشت و آن حصرت فهمید و فرمود پول که نداشتی چرا این خرما را آوردی.

آن شخص گفت: قربان شوم میوه نو را من چگونه روا دارم که کسی قبل از شما تناول کند. آن حضرت تبسم نموده و پولش را به پسرک داد و او بسیار بحضور نبوی مزاح می کرد و آن حضرت ممانعت اش نکرده بود (واکنون ملاها دین را ساخته اند) حضرت پیغمبر عطر را بسیار دوست داشتند و همسران خود رادوست داشتند و همیشه معطر می بودند.

چقدر زیبا روی بودند شامی از شام ها آن حضرت در صفحه با اصحاب کبار نشسته بودند، یکی از اصحاب به ماه نگاه می کرد و مکرر بر روی کبارک نبوی نظر می انداخت و گفت: صورت پرنور نبوی را با ماهتاب مقایسه می کردم که چهره مبارک زیبا تر ازماه بود. نظیف بودند و هر روز غسل می نمودند و قبل از نماز رفتن چهره مبارک را در تشت ابی می دیدند تا مرتب باشد و قامت مبارک شان اندکی از متوسط طویل تر و از بلند کمتر بود و اشیایی خوردنی را شب در منزل نگاه نمی داشتند و در روز محشر که خدا آن را بطول پنجاه هزار سال تعریف کرد که نهایت روز دشوار است مردم در انتظار با دوام می باشند تا تنگ حوصله شده البته رویداران خدا بحضور آدم علیه سلام مراجعه می کنند و تقاضا دارند تا بخداوند عرض حال بندگان اش را کند.

آدم علیه سلام جواب رد می دهد و گوید: نزد نوح رد، نزد ابراهیم علیه سلام انهم رد، موسی و عیسی علیه السلام انهم رد و برای وی گویند: شفاعت کبرا نزد محمد صل الله علیه وسلم بروید می روند و ان حضرت قبول نموده و در میدان حشر سر بسجده می افتد و خداوند از او پرسان می کند تا عرض حال نماید و آن حضرت امتی گویان عرض عرض حال امت را می نماید (واکنون شما بیغوری امت را نگاه کنید که رژیم فاسد سعودی که می خواهد تا وجود مبارک پیغمبر را در جای نا معلوم انتقال دهد و علماو مردم تماشاچی هستند ) حساب بر و کتاب داده می شد که همه در قرآن تصریح شده و روز هولناکی است که گفته شده
در ان دم کز فعل پرسند و قول
اول ال عظم را تن بلرزد ز حول

همه پیغمبران نفسی نفسی گویند.
این ایات متبرک از تفسیر حسینی و احادیث از صحیح البخای و مشکوت گرفتم درود نا محدود حضور محمد مصطفی صل الله علیه و سلم

سید جعفر اوپیانی

منبع: شبکه اطلاع رسانی افغان

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn