شکست غول سرخ؛ نتیجه یک دهه مقاومت مردم افغانستان

در تاریخ روزهای وجود دارد که به عنوان روز های مهم و تاریخ ساز در سرنوشت بشر رقم خورده است. رخ داد یک تحول سیاسی یا نظامی در یک مقطع تاریخی در تغییر دادن و دگر گون نمودن سرنوشت مردم یک کشور و حتا در تغییر مناسبات بین المللی تأثیر بس شگرف و ماندگاری را بجا گذاشته و می گذارد.

news 34c

چه این رخ داد ها از نمونه های مانند جنگ جهانی اول و دوم باشد که ما در این مقال در پی توضیح و باز نگری علل و عوامل این دو جنگ که بدون شک سرنوشت جهان را تغییر داد و معادلات قدرت وسیاست و اقتصاد را طوری دیگر رقم زد، نمی باشیم. و چه از نوع تحولاتی باشد که به دنبال اشغال یک کشور و تجاوز آشکار یک قدرت بزرگ بسر نوشت یک کشور آزاد و مستقل رخ داده است.

بنابراین، افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیست و روزهای تاریخی زیادی در تاریخ افغانستان اتفاق افتاده که هر کدام نقطه پایان بخشی از تحولات سیاسی و نقطه آغاز رخ داد تازه و نو بوده اند. تحول عظیمی که پیش از سه دهه در تاریخ کشور ما افغانستان رخ داد. یعنی کودتای خونین هفت ثور 1357 بی تردید چرخه سیاست و اقتصاد و نوعیت نظام حاکم را از منظر ایدئولوژیک تغییر داد واین رخ داد بدون شک عواقب مخرب و نا خوشایند خود را با لای افغانستان در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بجای گذاشت.
اگرچه این تحول از نظر نوع تفکر و طرح های انکشافی در زمینه های مختلف، خود گامی به جلو بود اما از منظر دیگر کاملا نوع دیدگاه و برنامه های فرهنگی و اجتماعی آن و آموزه های ایدئولوژیک آن کاملا با دید گاه ایدئولوژیک مردم افغانستان که نود و نه در صد مردم آن مسلمان هستند، بیگانه و در بسا موارد متضاد بود واز همین رو به اندک زمانی با مقاومت مردم مسلمان افغانستان روبروشد و پس از یک دهه بیشتر در برابر جبهات جهاد مردم تاب مقاومت نیاورده و تن به شکست مفتضحانه داد و پس از خروج ارتش تا دندان مسلح شوروی سابق در بیست و شش دلو 1367 از افغانستان ایدئولوژی مارکسیسم – لنینیسم در برابر منطق پایدار و متین و محکم اسلام و دست نشاندگان زبون شان با پشتوانه ارتش سرخ شوروی سابق که مجهز به پیشرفته ترین سلاح مد روز بودند، در برابر اراده آهنین و مقاومت مجاهدین سلحشور و غازی مردان و شیر زنان این خطه مرد خیز طعم تلخ شکست را چشیدند..
با توجه به آنچه که تا کنون گفته آمدیم، خروج ارتش اشغالگر و متجاوز شوروی سابق از افغانستان به تاریخ بیست و شش دلو سال 1367 یکی دیگر از روز های تاریخی و فراموش  نشدنی در تاریخ کشور ماست. بیست و شش دلو از یکطرف پایان یک دوره تجاوز و اشغال کشور ما توسط ارتش سرخ شوروی بوده و شکست گام به گام بت شرق را رقم زد و نیز برچیده شدن بساط نظام سیاسی که بر بنیاد باور دیکتاتورانه پرولتاریا استوار بود به دنبال داشت و از جانب دیگر نقطه ی آغازی بود برای تحول نو و باور های تازه وجدید در تمامی زمینه های سیاسی و اقتصادی در کشورما.
با ارتش سرخ از افغانستان، ثمره بیش از یک دهه مبارزات مردم ما به برگ و بار نشست. مردمی که از خود سری های رژیم وقت به ستوه آمده و درنگ را جایز نشمرده و دست به قیام و جهاد مسلحانه علیه تجاوز شوروی سابق به افغانستان زدند و با دادن جان و مال در راه آزادی کشور از زیر سیطره وسلطه ابرقدرت شرق و دفاع از اندیشه و باور های دینی خود مقاومت بی مانند نمودند تا اینکه عساکر اشغالگر شوروی سابق را مجبور به ترک وطن نمودند.
پس از بیست و شش دلو 1367 ابوهت و هیمنه دیو شرق که تا آن زمان شکست ناپذیر در انظار جلوه گری می کرد، در اثر فداکاری ها و مبارزات رهائی بخش مردم افغانستان شکسته شد. و یکبار دیگر به اثبات رسید که هیچ قدرتی در برابر قدرت و اراده قاطع مردم تاب و توان مقابله و مقاومت ندارد. اگر چه تحلیل گران مسایل افغانستان در رابطه به علل و عوامل شکست شوروی سابق در برابر مجاهدت های بی مانند مردم افغانستان تنها عوامل سیاسی و اقتصادی را به عنوان یگانه عامل کلیدی و تأثیر گذار بر شمرده اند اما با توجه و تأکید بالای نقش عوامل سیاسی و اقتصادی باید فراموش نکرد که در ایجاد هرگونه تحولات اجتماعی و سیاسی عوامل گوناگون از جمله عوامل اقتصادی و سیاسی دخیل می باشند. بنا بر این در رابطه به عوامل خروج عساکر روسی از افغانستان در کنار عوامل سیاسی و اقتصادی، نقش مقاومت ها و مجاهدت های مردم افغانستان را به هیچ وجه نمی توان نادیده گرفت. اگر مردم افغانستان در برابر تجاوزات ارتش سرخ شوروی دست به مقاومت و جهاد نمی زدند تحولات بگونه ای دیگر در منطقه و جهان رقم می خورد و روسها به هدف دیرینه شان که رسیدن به آب های گرم هند و تنک تر نمودن حلقه محاصره کشور چین بود، دست می یافتند. در این صورت قطعا تحولات بگونه ای دیگر در منطقه رقم می خورد که ملموس ترین پیامد آن توسعه نفوذ روسها در منطقه و به خطر افتادن امنیت حضور نظامی و سیاسی دنیای غرب از جمله آمریکا در منطقه بود.

بنابراین مردم افغانستان با مقاومت خود در برابر پیشروی شوروی سابق بسوی اهداف تعیین شده ای منطقوی و بین المللی آنان ایستادند و ماشین نظامی و سیاسی شان را به زمین میخ کوب نمودند. از این روبه جرأت می توان اظهار داشت که مقاومت مردم افغانستان در برابر ارتش سرخ شوروی سابق در کنار باز داشتن آنان از پیشروی در منطقه عامل بیداری مردم آسیای میانه و بزرگترین عامل شکست ارتش سرخ در افغانستان نیز بود. و باید تحلیل گران مسایل افغانستان در تحلیل ها و بررسی های خود پیرامون مناسبات سیاسی، نظامی افغانستان آن روز با شوروی سابق نقش این گزینه مهم را نا دیده نگیرند زیرا در غیر این صورت از نقش اساسی مردم در تحولات چشم پوشی خواهد شد و این جفای است در حق مردم مجاهد افغانستان.

 

منبع: حزب انسجام ملی افغانسان

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn