زندگینامه امین الله خان لوگری، مجاهد بزرگ ملی

در تاریخ قرن ۱۸ و ۱۹ افغانسـتان تعداد مردان بزرگ که شـخصیت و کارنامه های درخشـان ایشـان طوری که شـاید و باید معرفی نشـده زیاد اسـت، از آن جمله یکی نایب امین الله خان لوگری اسـت که از سـن شـباب تا وفات در عرصه ۶۰سـال مصالح ملت و مملکت را در نظر گرفته و با تمام قوا در مقابله با بیگانگان مجادله و صرف مسـاعی کرده اسـت.

کارنامه های او در جنگ اول افغان و انگلیس ممثل اعلای وطن پروری اسـت و نام او را به صفت غازی و مجاهد ملی برای همیشـه زنده و با افتخار نگه می دارد.

یکی از خوانین بزرگ قومی که در دورهء اخیر سـدوزایی، در عصر عروج بارکزایی ها در آشـوب تهاجمات اول فرنگ در افغانسـتان از اواخر سـلطنت زمانشـاه بن تیمور شـاه تا اخیر دورهء دوم حکمرمایی اعلیحضرت امیر دوسـت محمد خان در حدود تقریباً ( ۶۰ ) سـال عی العموم مورد احترام شـاهان، امرا، وزرا، سـرداران و سرداران قوم قرار داشـتد و در قبال پیش آمدهای مختلف و بحران آمیز پادشـاه گردشی ها، عروج و سـقوط اشـخاص و خانواده ها عزل و نصب وزرا و تهاجمات بیگانگان و تطورات بزرگ اجتماعی و سـیاسی قرن ۱۹ شـخصیت خود و شـئون ملی خود را به حیث یک افغان مسـتشـعر بر خیر و شـر مملکت حفظ کرد و در گیر و دار بسـیار بغرنج اجتماعی که همگان از پیچ و تاب آن کم و بیش اطلاع دارند، از ضعف اخلاقی برکنار ماند، نایب امین الله خان لوگری بیشـتر شـهرت دارد. نایب امین الله خان فرزند میرزایی خان لوگری اسـت. مشـارالیه در سـال ۱۱۹۷ هجری قمری که مصادف به سـال یازدهم سـلطنت تیمور شـاه سـدوزایی میباشـد در قریهء برکی راجان لوگر تولد یافته و مادرش دختر کمال خان خرم خیل وردک بود و تا ۱۲۷۴ یعنی تا بهار سـال قبل از وفات امیر دوسـت محمد خان حیات داشـت و به این حسـاب ۸۷ سـال عمر کرد. نایب امین الله خان شـش برادر داشـت، پدرش میرزایی خان لوگری در حالی که متصدی حکومت کشـمیر بود در عهد تیمورشـاه ابدالی فوت نمود و جنازه اش به کابل آورده شـد و حکومت معاش او را به پسـرش نایب امین الله خان اعطاء کرد. در میان مکاتیب تاریخی که چند سـال قبل از ورثهء مذکور برای موزهء کابل خریداری شـده اسـت مکتوبی موجود اسـت که به تاریخ غرهء شـهر ذیقعدة الحرام سـال ۱۲۱۴ قمری تحریر شـده و به مهر « العبد المذتب دوسـت محمد » موشـح میباشـد و ظاهر می سـازد که خان لوگری نایب امین الله خان در سـال های اخیر سـلطنت زمان شـاه سـدوزایی از طرف دولت در قطار خوانین برکی به حیث خان شـناخته شـده بود و سـالانه مبلغ دو صد تومان تبریزی که معادل چهار هزار روپیه شـود مواجب مسـتمری داشـت. بعد از سـقوط سـلطنت زمان شـاه و صعود شـاه محمود سـدوزایی بار اول بر تخت کابل امین الله خان لوگری و بتخاک تعیین شـد. چنین معلوم می شـود که وزیر فتح خان ملقب به « شـاه دوسـت » که وزیر و مشـاور شـاه محمود سـدوزایی بود، نسـب به امین الله خان لوگری توجه مخصوص داشـت. وزیر موصوف که خود از رجال نامی و وطن خواه بود، طبعاً در اعزاز اشـخاص بزرگ ملی سـعی بلیغ داشـت و بدین مناسـبت شـاه محمود ابدالی امین الله خان را به حیث خان لوگر و بتخاک تعیین نمود و معاش مسـتمری او را به پیمانه یی که در زمان سـلطنت زمان شـاه معین شـده بود، مجدّداً برقرار داشـت. بعد از این که میانه شـاه سـدوزایی و وزیر بارکزایی برهم خورد و وطن از بصارت مرد کار آگاهی چون وزیر فتح خان محروم گردید و بعد از فاجعهء قتل سـردار پاینده خان بار دیگر بحران عظیم در روابط باهمی دو خاندان بزرگ سـدوزایی و بارکزایی پدیدار شـد، سـردار محمد عظیم خان سـوابق دوسـتی خان لوگری را با وزیر فتح خان در نظر گرفته و در طی نامه های ارسـالی از کشـمیر و پشـاور، نایب لوگری را به طرفداری خود و برادران بارکزایی در مسـئله انتقام گیر از شـاه محمود و کامران دعوت نمود. شبهه یی نیسـت که خان لوگری در این گیر و دار و خانه جنگی های داخلی محتاط کارانه رفتار نمود تا زمانی که قدرت مملکت داری در دسـت شـهزاده گان سـدوزایی بود و امکان می رفت که به وجود یکی از شـهزادگان این خاندان، امور سـلطنت قوام پذیرد از طرفداری آنها خودداری نکرد. شـاه شـجاع الملک نایب را حاکم لوگر و بتخاک سـاخت و نامبرده در علاقه لوگر و بتخاک کاریز ها، پل ها، جوی ها و قلعه ها تعمیر نمود که بعضی آنها تا هنوز به نام او معروف اسـت. نایب طوری که [ در] بالا اشـاره شـد با برادران بارکزایی به صورت مجموعی میانه خوبی داشـت و هر کدام در اعزاز او صرف مسـاعی می نمودند بر علاوه با اولادهء ایشـان رابطهء خویشـاوندی هم برقرار نموده بود چنانچه [ چنانکه ] یکی از دختران خود را به سـردار محمد اکبر خان غازی و دیگر را به سـردار شـمس الدین خان به ازدواج داد، در دورهء عروج امیر دوسـت محمد خان، لوگر و بتخاک در تیول نایب داده شـود و این تیول توسـط یک عهد نامه شـرعی تصدیق و برقرار شـد. شـهرت نایب امین خان در تاریخ افغانسـتان بیشـتر مربوط به دوره ایسـت که انگلیس ها بار اول بنای مداخله و تهاجم را به خاک وطن ما گذاشـتند. بعد از این که انگلیس ها با بهانه جویی هایی که همگان از مراتب و چگونگی آن اطلاع دارند، سـلطنت قانونی امیر دوسـت محمد خان را برهم زده و سـپاه مهاجم آنها بنام شـاه شـجاع از طریق قندهار و غزنی وارد کابل شـد، در عرصه چهار سـال ( از ۱۸۳۸ تا ۱۸۴۲ م ) اسـتقرار آنها در افغانسـتان فتور و بحران عظیمی در کشـور پدیدار شـد. شـبهه یی نیسـت که در این دورهء بحرانی و سـیاه روزی علی الرغم اقدامات مشـترکه فرنگی و شـاه دسـت نشـاندهء آنها شـاه شجاع، سـران ملی آنی از فکر آزادی وطن فارغ نه نشـسـته و پیوسـته در امحای سـلطهء اجانب و همکاران ایشـان می کوشـیدند تا اینکه صبح ۲ نوامبر ۱۸۴۱ فرا رسـید و قیام ملی آغاز شـد و محرکین قیام ملی در این روز تاریخی چهار نفر اند. عبدالله خان اچکزایی، امین الله خان لوگری، سـکندر خان، عبدالسـلام خان. این چهار نفر مرد مجاهد که نقشـهء حرکت خود را در خانه عبدالله خان اچکزایی طرح کرده بودند، صبح وقت قبل از اینکه مردم در کوچه و بازار شـهر برآیند در ماحول خانهء « الکسـندر برنس » جمع شـده و به دسـتیاری جمعی محدود از مجاهدین خانه نماینده تجارتی انگلیس را آتش زدند. « الکسـندر برنس » و برادرش « چارل برنس » کشـته شـد و جنبش معروف کابل آغاز گردید و دامنه آن در روز های بعد در میدان شـیرپور و تپه های بی بی مهرو به صورت جنگ میان مجاهدین و قوای فرنگی ادامه یافت تا اینکه به روز یازدهم عبدالله خان اچکزایی فاتح میدان شـیرپور شـهید و روز بعد سـردار محمد اکبر خان از بخارا رسـیده و وارد میدان جنگ شـد. در چهار سـال حکومت مشـترک فرنگی و شـاه شـجاع، چون ملّیون افغانی شـاه دسـت نشـاندهء فرنگی را نمی شـناختند و نواب محمد زمان خان را مؤقتاً به شـاهی برگزیده بودند، نایب امین الله خان به صفت نایب ثانی و حتی نایب السـلطنه هم یاد می شـد و در میثاق بسـیار مهم تاریخی که بین سـران مجاهدین ملی و نمایندگان انگلیس مبنی بر تخلیه افغانسـتان به تاریخ شـانزدهم ذیقعده ( اول جنوری ۱۸۴۲ ) در کابل به امضاء رسـیده اسـت نایب امین الله خان به صفت ( نایب الثانی رفیع مکانی و الجاه نایب امین الله خان ) یاد شـده اسـت. و این بزرگترین سـند افتخار این مرد مجاهد اسـت. بعد از تخلیهء کابل و حرکت سـپاه الفنسـتن به طرف جلال آباد در حالی که امیر دوسـت محمد خان در هند در دسـت انگلیس ها محبوس بود و وزیر محمد اکبر خان در مقابل لشـکر جنرال سـیل در جلال آباد صف آرایی داشـت و در کابل شـاه شـجاع سـدوزایی و سـردار محمد زمان خان بارکزایی سـر تخت و تاج مقابله داشـتند و سـپاه جنرال پالک به عزم انتقام گیری از ملت افغانسـتان در صدد حرکت از پشـاور به طرف جلال آباد بود، یگانه مردی که در میان رقابت های سـرداران و شـهزادگان و تفتین و تهدید قوای فرنگی به کمال بی طرفی مأل اندیشـی مشـغول مطالعات اوضاع بود، همین نایب لوگری بود. در این روز های بحران آمیز که حرارت غازیان بعد از حمله ها و فتوحات اولی سـرد شـده و قوای فرنگی هنوز در قندهار و جلال آباد بود، می خواسـت که میانه بارکزایی ها و سـدوزایی ها به اسـاس روابط باهمی شـاه شـجاع و سـردار محمد زمان خان ( زمان شـاه ) اصلاح کند و شـاه سـدوزایی را به غرض کمک مجاهدین به جلال آباد سـوق دهد و ملت را برای مقابله با اجانب آماده نگه دارد، ولی در این میان قتل شـاه شـجاع، شـکسـت سـردار محمد اکبر خان در جلال آباد و دخول قوای جنرال پالک به خاک افغانسـتان، اوضاع را دگرگون سـاخت و در ماه های بسـیار بحرانی جمادی الثانی و رجب و شـعبان سـال ۱۲۵۸ ق. ( جولایی، اگسـت، سـپتمبر ۱۸۴۲ ) بر اختلافات سـران ملی افزود، در بالاحصار کابل فتح جنگ پسـر شـاه شـجاع اعلان شـاهی نمود و میان او و نواب محمد زمان خان که مدعی تخت سـلطنت بود، جنگ ها شـروع شـد خانهء نایب لوگری در اثر طرفداری فتح جنگ چور و چپاول شـد. سـردار محمد اکبر خان غازی عندالورود از جلال آباد به کابل محاربه را در تپه مرنجان علیه فتح جنگ ادامه داد و بالاخره در اثر میانجی گری نایب امین الله خان لوگری قضایا چنین فیصله شـد که فتح جنگ شـاه و سـردار محمد اکبر خان وزیر او باشـد و از این تاریخ سـردار محمد اکبر خان به صفت وزیر شـهرت یافت. متأسـفانه این فیصله ها در موقعی که قوای جنرال پالک در آسـتانه کابل رسـیده بود به حال ملت و مملکت سـودی نداشـت. شـیرازهء جمعیت مجاهدین ملی بیشـتر از هم پاشـیده و وزیر محمد اکبر خان به طرف بامیان رفت. فتح جنگ تحت بیرق انگلیس در آمد، نواب محمد زمان خان که انگلیس ها او را دوسـت خود می خواندند در خانه خود خاموش و سـاکت ماند. تنها مرد مجاهدی که به تنهایی غازیان سـمت شـمالی را بدور خود جمع کرد در تپه های اسـتالف علیه ( مک کیسل ) و قوای او تا اخیر مقابله می کرد، نایب امین الله خان لوگری بود که انگلیس ها او را دشـمن درجه اول خود خوانده اند و حق دارد که او را به صفت غازی و مجاهد بشـناسـیم. قراری که حیدر علی خان یک تن از بازماندگان نایب مرحوم می گوید: امیر دوسـت محمد خان در دورهء سـلطنت خود، نایب امین الله خان را در سـال ۱۲۷۴ در بالاحصار کابل در محبس افکند و نایب موصوف در آن سـال به عمر ۸۷ سـالگی در محبس وفات کرد.

منبع : رجال و رویداد های تاریخی افغانستان ؛ نوشـته مرحوم احمد علی کهـزاد

 

 

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn