شهيد داکتر محمدولى ناصرى

شهيد داکتر محمد ولى ناصرى فرزند دلبند و برومند دگروال محمدابراهيم ناصرى که در سال ١٣٣٥ در يک فاميل متدين در محلهء بنام ميرويس ميدان ولايت کابل چشم به جهان کشود و از خورد سالگى به فراگرفتن علوم دينى پرداخت.

به سن شش سالگى شامل مکتب کارته مامورين گرديد بعد از يکسال به مکتب ميرويس هوتکى تبديل گرديد که بعد از فراغت از صنف ششم شامل ليسه استقلال گرديد که با فراگرفتن نمرات عالى بعد از صنف هشتم شامل حربى شونحى شد که نظر به لياقت و نبوغ فکرى اش شامل شعبه طب حربى پوهنتون گرديد بعدا به فاکتولته طب ننگرهار شامل گرديد تحصيلايت عالى اش را الى صنف پنجم دنبال نمود داکتر محمدولى که از سيمايش واقعاً آثار کرامت ميدرخشيد،

بعد از کودتاى ننگين هفت ثور به مقتضاى فطرت اسلامى و ايمانى اش مبارزه را عليه کفر و کمونيزم آغاز نمود سلسله مبارزه قبلى خود عليه داوود سفاک را مستحکم تر ساخت روابط خود را با سائر حلقه هاى مبارزين در قطعات و مؤسسات مختلف تقويت بخشيد که در نتيجه آن هفت تن هم سنگران رسالت مند خود را از جمله عبدالاحد از ولايت لوگر را در اولين هفته ناميمون کودتاى ثور از دست داد و به چوبه دار کشانده شدند خودش در همين شب بخانه رفته بود ازين حمله وحشيانه جان به سلامت برد ولى بلادرنگ به کابل عزيمت نموده تحصيلاتش را ترک نمود و در کابل با کمال ايثار و فداکارى که خاصه، ديرينه اش بود رابطهء خود را با دگروال عظيم خان قائم نموده به جهاد مسلحانه و عمليات چريکى خود طور مخلصانه وايثارگرانه ادامه داد او در شمار برادران تحريکى هفتادمين مهاجر ولايت لوگر و عضو فعال مجاهدين افغانستان بود او به صفت يک داعى و ممثل واقعى اسلام شب و روز در تحريک بسر برد همان بود که در يک توطئه ديگر دشمن مکار چند تن ديگر از همسنگران خود را مانند دگروال محمدعظيم خان و تورن شيرآقا را از دست داد و به شهادت رسيدند که بعداً او و پسرکاکايش بفعاليت ها و شهکارى هاى خويش تسريع بخشيد که اولين دفعه در منطقه شاه شهيد و کارته نو سکونت مخفى اختيار نمود که بعداً محل اقامت شان افشاء گرديد بعداً به ميرويس ميدان انتقال و نقل مکان نمود و تا شروع برج جدى ١٣٥٧ در شهر کابل به فعاليتهاى خويش ادامه داد که بعد بخاطر پيشبرد بهتر امور جهاد خانه اصلى خود در ميرويس ميدان را ترک گفته در اخير جدى همان سال به پاکستان مهاجرت نمود و به صف برادران تحريک پيوست که در پايان همين سال ١٣٥٧ به صفت مسئول امور صحى تحت قوماندانى احسان الله خان عازم جبهه منگل ولايت پکتيا گرديد. و با رشادت و از خود گذرى به جهاد عملى و تداوى برادران همسنگر خويش پرداخت در بهار سال ١٣٥٨ غرض اعلاى کلمه الله به ولايت لوگر به منطقه دوبندى رفته و بعداً وارد علاقدارى چرخ شد و به شکل گروپ سيار در لوگر فعاليتهاى جهادى و دعوت را ادامه ميداد . در سال ١٣٥٩ به صفت داکتر جبههء وارد ولسوالى محمدآغه شد . در سال ١٣٦٠ به صفت معاون ولسوالى محمد آغه مقرر شد و با کمال شهامت اين وظيفه را پيش برد در سال ١٣٦٠ در سنگر گرم جهاد پاى و دست چپ او شديداً زخمى شد.

داکتر صاحب در سال ١٣٦١ به صفت قوماندان نظامى جبهه خندق و ولسوالى محمدآغه، مقررگرديد و درين پست با کمال ايماندارى مدت دو سال ايفاى وظيفه نمود و در سال ١٣٦٣ برعلاوه قوماندانى جبهه خندق بصفت امريت عمومى ولسوالى نيز به وى سپرده شد که الى روز شهادت خود اين قهرمان محراب خون با کمال صداقت و اخلاص اين دو مسئوليت بزرگ و خطير را انجام داد و بالاخره بتاريخ يازدهم ميزان به روز پنجشنبه ساعت ١١/٥٠ قبل از ظهر در حاليکه مستقيماً بطرف روسها يورش برده بود با چند تن از برادران همسنگر خويش به شهادت رسيد و به لقاء الله پيوست. داکتر صاحب و برادران همسنگر او با مقاومت سرسختانه با قواى وحشى روس در مدت يک و نيم ساعت نبرد رويا روئى تلفات جانى و مالى زياد به روسهاى وحشى بار آوردند. داکتر صاحب در طول هفت سال جهاد مسلحانه در حدود صد مرتبه در عمليات نظامى اشتراک نموده که خود قومانده عمليات را عهده دار بود و طى اين عمليات ها بيش از صد ها عراده تانک و وسايل نقليه دشمن را از بين برده و صدها نفر از روسها و مزدوران حلقه بگوش آنها را روانه جهنم نمود درين جهاد و پيکار فاميل متدين داکتر صاحب و همه دوستان و اقرباى او نيز دوشادوش او در صحنه جهاد عملى قرار داشتند و به انواع مختلف ابتلائت مواجه شدند. درين سلسله والد داکتر محمد ولى دگروال محمدابراهيم خان بتاريخ هفت ثور ١٣٥٧ از طرف مزدوران روس دستگير و روانه زندان گرديد که بعد از شکنجه و فشار زياد بتاريخ ١٩/١٨ برج ثور به زندان پلچرخى منتقل و الى جدى سال ١٣٥٨ در آنجا باقى ماند. کاکاى شهيد داکتر محمد ولى دگروال محمدشاه ولى نيز مدت هشت ماه را در بلاک خطرناک پلچرخى سپرى نموده در برج جوزا ١٣٥٧ پسر کاکاى او دوهم بريدمن محمد عالم خان دستگير و در برج اسد ١٣٥٧ در کشتارگاه پلچرخى به شهادت رسيد. در سال ١٣٥٧ برادر داکتر صاحب شهيد محمدفاروق متعلم صنف يازدهم ليسه غازى توسط رژيم مزدور دستگير و در سال١٣٥٨ به شهادت رسيد و نيز محمدصديق دوهم بريدمن پسر کاکاى داکتر صاحب شهيد در سال ١٣٥٨ در جبهه کنر به شهادت رسيد. محمداسمعيل پسر کاکاى داکتر محمدولى شهيد در سال ١٣٥٨ يکجا با داکتر صاحب محمدفاروق دستگير و در پلچرخى به نعمت شهادت نايل آمد. توريالى پسر کاکاى داکتر محمدولى شهيد نيز در سال ١٣٦٣ در جبهه خندق ولايت لوگر به شهادت رسيد. نورآغا پسر کاکاى داکتر محمدولى در سال ١٣٦٢ در جبهه خندق لوگر به شهادت رسيد. همچنان مولوى عبدالغنى ماماى داکتر محمدولى شهيد در سال ١٣٥٨ توسط رژيم مزدور گرفتار و در زندان پلچرخى به شهادت رسيد. دگرمن عبدالمنان ماماى داکتر صاحب که در واقعه خيرخانه مينه سال ١٣٥٧ دستگير و در زندان پلچرخى به شهادت رسيد.

انا لله و انا اليه راجعون

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn